when skies are gray
می دانم
دلم روشن است
که تو می آیی
با کوله باری از ترانه و لبخند
از همین راه می آیی
که بهار آمد
که تابستان رفت
تو می آیی و آب می شوی بر این آه سوزناک
مرهم می شوی بر این دل پر درد
این دل بی دل
بر این قلب پاره پاره
از رفتنت اما نمی گویم
از فراق هم
تا غمگین ترین شعر دنیا را سروده باشم
پ.ن: تمام مدت که حرف می زدی، این را زمزمه می کردم...
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۳ ساعت 20:39 توسط farid
|